جنبشهاى راديكال دانشجويى را الگو
بگيريم!
دريا ستايش
با درود به تمامى مبارزين راه آزادى
ضمن قدردارنى از فعاليت تمامى جنبشهاى رهائى بخش ايران
زمين خواهشا حمايت و نقد خود را در ارتباط با مقاله
ذيل براى انجمن ارسال نمائيد.
avaye_rooze86@yahoo.com
جنبشهاى راديكال دانشجويى را الگو بگيريم!
به قلم دريا ستايش
* * *
در نگاهى اجمالى به جنبشهاى فزاينده دانشجويان دلير
سراسر ميهن به ويژه قيامهاى قهرمانانه دانشجويان پلى
تكنيك و اتحادى كه در ادامه آن ميان تمامى ياران
دانشگاهى در سراسر ميهن شكل گرفت به اين واقعيت پى
ميبريم كه همبستگى و اتحاد و تن ندادن به رعب و وحشت و
كوتاه نيامدن از هر آنچه حق انسان است,نقش شايان ذكرى
در پيش برد اهداف و آرمانهاى هر جنبشى دارد.كما اينكه
در اين راستا شاهد بوديم چگونه دولت حاكم در مقابله با
خيزشهاى رو به اوج دانشجويان دست بالا كرده و توان
رويارويى با آنان را ندارد.در اين جا اين سوال محورى
براى تمام جنبشهاى فعال و آزادى خواه كشور مطرح ميشود
كه به راستى چه مكانيزمى اين مسير را براى قشر پيشتاز
و بالنده كشور يعنى قشر دانشجو باز و فراخ نموده
است؟!شايد بهتر باشد كه اين سوال را با اشاره به نمونه
هاى مشخص از فعاليتهاى دانشجويان دلير پلى تكنيك به
طور خاص حركت اخير آنان كه در اعتراض به احكام صادره
به 3 دانشجوى فعال اين دانشگاه(احمد قصابان-مجيد
توكلى-احسان منصورى) صورت گرفت پاسخ دهيم.
واقعيت اصلى اين است كه رويارويى دانشجويان با احمدى
نژاد و خطاب كردن او با شعارهايى از قبيل "ديكتاتور,
فاسد و..." خود نشان بارز اين حقيقت است كه ابزارهاى
فشار بر روى دانشجويان كاربرد پيشين را ندارد و آنچه
امروزه براى دانشگاه مطرح است برقرارى دموكراسى و
حكومتى است كه مردم ايران و خصوصا دانشگاهيان شايسته
آن هستند.
اما در اين بين نقش ما زنان در ايجاد چنين اتحادى در
ميان دانشجويان و همچنين در ميان جنبشها و تشكلهاى
زنان در سراسر ميهن در كجا نهادينه ميشود؟
اين سوال را نيز با نگاهى به پيشينه مبارزاتى جامعه
ايران به خوبى ميتوانيم پاسخ دهيم. مبارزات تمام اقشار
جامعه از دانشجويان تا فرهنگيان و كارگران, جنبشهاى ما
زنان را به اين باور ميرساند كه به طور واقعى در
مقايسه با راديكاليزم دانشگاه و دانشجو چندين مدار عقب
تر حركت ميكنيم! بله! اين همان نقطه كليدى و نقطه ضعف
جنبش زنان در روياروى با حكومت ظلم و نابرابر است.اين
برخوردى بسيار پاسيو و ضعيفه(كه البته ماهيت واقعى ما
نيست) در برابر احقاق حقوق حقه خودمان است. ما زنان به
ميزانى كه اين حقيقت را باور كنيم گامهايى بسيار كيفى
در اين مسير برخواهيم داشت و در روند رشد و تكوين
جنبشهاى آزادى خواهانه زنان نقش به سزايى ايفا خواهيم
كرد و در غير اين صورت در همين نقطه استپ زده و به
حاكمان بر مسند اجازه خواهيم داد كه نوك پيكان جنگ
نابرابرشان را همچنان در حلقوم ما فرو برند.پس باور
داشته باشيم كه الگو بردارى از دانشجويان در اين زمينه
يعنى در اتحاد و كوتاه نيامدن در زمينه خواسته ها و
تسليم احكام و فشارهاى آنان نشدن, رمز و شاه كليد اصلى
رسيدن به آرمان آزادى است.
پاينده و پيروز باشيد