4مهر
:محيط زيست و تربيت کودک
:اگر انسان بر روی زمين
وجود نداشت، زمين چگونه
ميبود؟
راديو
آلمان :چندی پيش بحثی در
يکی از برنامههای
تلويزيونی آلمان مطرح شد،
بحثی که وجدان خفته را
بيدار ميکرد. بحث، حول
يک سئوال دور ميزد،
اينکه ,اگر انسان بر روی
زمين وجود نداشت، زمين
چگونه ميبود؟,
در اين صورت، زمين، بکر و
آسمان آبی بود. آبها آبی
و حيوانات برخوردار از حق
گذراندن زندگی طبيعيشان
بودند. اين ما بوديم که
با حياتمان بر حيات
بسياری خط بطلان کشيديم.
اين را کودکانمان بايد
بدانند، تا که شايد نسل
آينده، نسلی آگاه از
خطاهای خود باشد و فاجعه
در بطن خود خاموش شود.
آيا بايد نحوهی برخورد
با طبيعت، زمين و محيط
را آموخت؟ آيا جايی هست
که بتوان اين مهم را
فراگرفت و انتقال داد يا
که شايد در شخصيت
نهادينهاش کرد؟ کجاست
جايی که بتوان در آن
همچون راهرفتن و
سخنگفتن، همچون خوب بودن
و بيراه نرفتن و يا تناسب
با هنجارهای اجتماعي،
تطابق با هنجارهای
زيستمحيطی را هم
فراگرفت. براستی بايد از
کجا شروع کرد.
به عقيده مونا محمدي،
دانشجوی رشتهی مهندسی:
,دقيقا از موقع کودکي،
ميشود به يک کودک سه
چهار ساله ياد داد، وقتی
بستنی ميخورد، آشغال
بستنياش را کجا بايد
بياندازد. يک بچهی سه
ساله خيلی راحت
آموزشپذير است و از همان
سن خيلی چيزها ملکهی
ذهنش ميشود. از همان سن
ميشود به او ياد داد که
مثلا در رابطه با زباله
بايد چه جوری برخورد
کنيم، قسمتی از زبالهها
قابل بازيافت هستند، يک
سری در محيط اصلا بازيافت
نميشوند يا حيات وحش که
آن هم بخشی از محيط زيست
هست. هميشه بچهها را
نترسانيم از اينکه همهی
حيوانات خطرناک و
درندهاند، بايد از
حيوانها بترسی و يا بايد
آنها را بزنی و به آنها
حمله کني، در صورتی که
اين چيزها اصلا درست
نيست، اگر در مورد همهی
اين چيزها از همان سن
کودکی با بچه کار بشود،
قطعا نتيجه ميگيريم.,
پارسا پطروس، پسر
هفتسالهای که چندين سال
است، در آلمان به سر
ميبرد، در اينجا به
مدرسه رفته و با فارسی
لهجهدار زيبايش از
Umweltverschmutzung يا
,آلودگی محيط زيست, حرف
ميزند، ميگويد: ,من
ميدونم که ماشين
Umweltverschmützung هست.
بنزين هم همينطور. ديگه
وقتی پلاستيک بندازند،
روی زمين، ماشينها هم
همينجوری بيشتر بشه،
درختها نيستند، درختها
اکسيژن دارند. اونوقت
وقتی درختها خراب بشند،
ما هم ميميريم.,
دکتر منيرهی مجلسي،
استاد رشتهی بهداشت محيط
زيست در دانشگاه شهيد
بهشتی تهران، فرهنگسازی
را در حفظ محيط زيست
بسيار مؤثر ميداند،
فرهنگسازی که به عقيدهی
او بيشتر از دامن مادران
به جامعه انتقال
مييابد: ,وقتی که ما از
فرهنگسازی حرف ميزنيم،
اين فرهنگسازی از دامن
خانمها است. مادرها، چون
به عنوان يک مادر، به
عنوان يک زن، بيشترين نقش
را در فرهنگسازی دارند.
اگر يک مسئولی ميآيد،
برای کل کشور تصميم
ميگيرد، در دامن مادری
بزرگ شده باشد که به
مسايل محيط زيست آگاهی
داشته و از کودکی بچهاش
را با طبيعت آشنا کرده و
با تهديدهای محيط زيست،
آشنا کرده، مسلما
نميتواند، در تصميمگيری
بياثر باشد.,
پارسا ميگويد، از خانهی
خودش ياد گرفته: هر چيزی
که پلاستيکی هست، نبايد
بندازيم روی زمين. از او
ميپرسيم، اين را از چه
کسی ياد گرفته، جواب
ميدهد: مامانم. پارسا از
مدرسهی آلمانی خود ياد
گرفته: رودخونه را نبايد
کثيف کنيم و ماشينها
Umweltverschmutzung
هستند.
او از تئاتری که در
مدرسهاش اجرا شد، حرف
ميزند: ,اگه حيوونا رو
بکشيم، مثلا اگه يک دونه
گاو رو بکشيم، اونوقت
ديگه شير نميتونيم،
داشته باشيم، کره
نميتونيم داشته باشيم،
اونوقت ديگه غذا هم زياد
نداريم.,
سعيد کاردار، دانشجوی
مقطع دکترای رشتهی
مهندسی محيط زيست، پسری
سه ساله دارد. سعيد در
آشنا کردن پسرش با مسايل
زيستمحيطی روش ويژهای
به کار ميبرد: ,من دو
چيز را در تربيت بچه مد
نظر قرار دادم. يکی اينکه
بدانم، روزشمار زندگی
بچهام چيست و دوم اينکه
اصولی ک در ذهن من هست را
به صورت يک کتابچهی خيلی
ساده، هفتگي، ماهيانه يا
روزانه، بستگی به وقايع
دارد، برايش مينويسم.
مثلا راجع به زباله يک
سال پيش حدود هفت ـ هشت
دفعه برايش نوشتم که من
يک سفری به مالزی داشتم،
در آنجا تکنولوژی را
ديدم، در آنجا از زبالهی
چهارصد تن در روز، هجده
مگاوات در ساعت برق به
دست ميآيد و هزينهی دفع
زبالهی روزانه اينقدر
است و تو بدون که اگر در
روز اينقدر زباله توليد
بکني، اينقدر به منافع
ملی ضرر زدی و اگر بتوانی
اينقدر صرفهجويی بکنی در
توليد زباله، اينقدر به
منافع مليات نفع
رساندی.,
مونا نيز قصد دارد، اگر
روزی بچهدار شود، ذهن او
را به مسايل محيط زيست
حساس کند: ,خيلی چيزهای
ابتدايي، به او ياد
ميدهم، اصلا زباله چيست،
بايد فاکتورهای مهم مربوط
به محيط زيست را برايش
توجيه کنم. در هر سني،
متناسب با سن خودش. وقتی
خيلی کوچک هست، به او به
زبان عاميانه ياد بدهم،
اين محيطی که تو داری در
آن زندگی ميکني، از اين
فضای سبز تشکيل شده، از
اين هوا تشکيل شده، اگر
آب نباشد تو نميتوانی
زندگی کني، از يک سری
مسايل خيلی پيش پا افتاده
و جزيی شروع کنم، اينها
را به او ياد بدهم و کم
کم بهش بفهمانم، همهی
اينها، مجموعهی اين
فاکتورها محيط زيست تو را
تشکيل ميدهد و بعد به او
بفهمانم به زبان خودش که
خب حالا محيط زيست اين
است و تو به چه روشی
ميتوني، مراقب باشی که
اين محيط زيست تو لطمه
نخورد که هم تو بتونی از
آن استفاده کني، هم نسل
آينده، هم بچهی تو
بتواند از آن استفاده
کند. اينکه خب، زبالهات
را هر جايی نياندازي، از
مواد نايلونی کمتر
استفاده کني. بايد سعی
کنی اطلاعاتت را زياد
کني، از گياهانی که
اطرافت هستند، مراقبت
کنی. اينکه زبالهاش را
بايد حتما بايد در سطل
زباله بياندازد، اينکه
بداند، اگر شير آب را
بگيرد روی خاک و خاک
همينطور فرسايش پيدا
کند، به زبان خودش به او
ياد بدهم که ۱۰ سال طول
ميکشد تا فقط يک
سانتيمتر از اين خاک
دوباره تشکيل شود. اگر
اين چيزها را از همان سن
بچگی به او ياد بدهم،
قطعا زمانی که به سن من
برسد، خيلی متفاوتتر از
اطرافيانش خواهد بود.,
گپی با پارسای هفت ساله
در خيابانهای آلمان
آشغال ميريزي؟ نه فقط
وقتی عصبانی ميشم.
اگر در خيابان با حيوانی
بدون صاحب روبرو شوي، چه
کار ميکني؟ به پليس زنگ
ميزنم.
و اگر صاحبش باشد، چه کار
ميکني، اذيتش ميکني،
سنگ به طرفش پرت ميکني؟:
نه، هيچ چی فقط نگاهش
ميکنم. اگر هم دوست
داشتم، بهش دست بزنم،
ميگم، اجازه دارم؟ اون
يا ميگه، آره يا نه.
رفتارت با درختها، گلها
و چمنها چطور است؟ گلها
را بعضی وقتها بو
ميکنم، بعضی وقتها نگاه
ميکنم. روی چمنها بازی
ميکنم، درختها رو هم که
نگاه ميکنم.
يادت است، هوای تهران
چطور بود؟ هوای تهران
آلودگی خيلی داشت. آلودگی
ماشين خيلی داشت.
بايد به کودکان آموخت که
استشمام هوای پاک حق ما
است، آزار رساندن به
حيوانات، امری طبيعی نيست
و انسانی که به طبيعت
حرمت ميگذارد، به خود
حرمت گذاشته است.
|
|
|