![]() |
||
|
|
||
|
به مناسبت برگزاری اولین مراسم هشت مارس در ایران و تاریخچه کوتاه جنبش زنان
برای آشنا یی بررسی و نقد جنبش زنان ایرانی تا کنون توجه شما را به نقطه آغاز جنبش زنان در ایران جلب میکنم. با شکست جنبش جنگل و سرکوبی جمهوری شوروی گیلان توسط ارتش رضا خان ودولت انگلیس رشد افکار آزادیخواهی در مناطق شمالی ایران و خصوصا گیلان که دارای سنت طولانی بود به گونه ای دیگر ادامه پیدا کرد.این سنت از دوران جنگهای داخلی جنبش جنگل و زنانی که در مناطق طوالش گیلان نیروهای مسلح جمهوری جوان را یاری میدادند باقی مانده بود. در کتاب میرفخرایی به نام سردار جنگل که خود نیز کمیساریای اداره معارف و فرهنگ دولت نوپای بود این بخش نیز که مربوط به دخالت زنان در جنبش جنگل هست به نگارش در آمده است. این بخش از تاریخ زنان ایران که توسط خود آنان و بعدها ادامه دهندگان این جنبش ادامه یافت تا حدود زیادی نوشته و مکتوب گردیده است. چیزی که مختص این جنبش و قابل توجه میباشد این است که اکثر ارگانهای اجتماعی که توسط زنان در آندوره بوجود آمده بود با توجه به جو سرکوبگریهای رژیمهای مستبد تا به امروز هنوز موجودییت خود را حفظ کرده. ازمختصات این جنبش توده ای بودن آن و ریشه دار بودن آن در میان زنان ایرانی شمال کشور بود.نکته قابل توجه دیگر این میباشد که این انجمنها در صحنه تحولات منطقه ای و اجتماعی ایران نقش زیادی داشتند . نقش آنان نه تنها محدود به موضوع زنان بلکه نشان از دخالتگری آنان در اوضاع سیاسی اجتماعی کشور نیز مربوط بود .آنان خود را در جهت گیریهای سیاسی ایران سهیم میدانستند و تا آنجا که توانایی داشتند در امور اجتماعی مداخله میکردند. زنان در شرایط معین تاریخی توانستند پاسخی برای برون رفت از تفکر حاکم فئودالی بیابند.زنان خود را به عنوان مادرانی که فرزندان فردا را آموزش میدهند خواهان حقوق برابر با مردان و همسان در فعالییتهای اجتماعی میدانستند.جالب توجه هست که زنان در آندوران منتظر فرصتی نماندند که بتوانند خود را به عنوان زن نوین در جامعه مطرح کنند. زنان در آندوران به دنباله روی از یک جریان سیاسی ویا با پیروی ازسیاست دولتی و یا شخص معینی و آنگونه که رضا خان میخواست به میدان نیامدند.زنان با تشکیل جمعیت مستقل خود توانستند حرکتهای نوین در یک جامعه عقب مانده وفئودالی آندوره را سازمان دهند. چیزی که همپای تحولات زنان اروپایی و یا شاید مترقی تراز آن بوده. جمعیتهایی مانند جمعییت سعادت نسوان رشت که توسط فعالین انجمن فرهنگ رشت پایه گذاری شد از نمونه های آن میباشند. انجمن فرهنگ نیز مجله ای به نام مجله فرهنگ منتشر میکرد که در سال 1307 تعطیل شد. زنان و دختران بسیاری از روستای کسما در بنیانگذاری جمعییت نقش داشتند. این روستا در نزدیکی رشت قرار داشت که مرکز جنبش چریکی جنگلی ها و از مقرهای مهم فرماندهی کمونیستها بود.طبیعتا بسیاری از تجربه های دختران و پسران این منطقه در باروری و شکوفایی انجمنهای رشت تأثیر داشت. اکثر زنان فعال این انجمنها به فرقه کامونیست ایران که در 30 خرداد سال 1299 بوجود آمده بود پیوستند.فرقه کامونیست ناشر افکار و بیانگر سیاست احسان اللا خان از رهبران جنبش کمونیستی جنگل بود. این حزب حدود یازده عضو زن داشت. با آمدن میرزا کوچک و اعلام جمهوری روزنامه ای به نام ایران سرخ منتشر میشدکه ارگان اداره سیاسی ارتش سرخ ایران به شمار می آمد.بعضی از شکوائیه زنان جنبش نیز در تاریخ پنجشنبه 3 نور 1300 در شماره یازده آن منتشر شد.
بعدها اکثر اعضای فرقه کامونیست با بنیان گذاری حزب توده در شهریور 1320 به این حزب میپیوندند. از جمله چهره های سرشناس این حزب خانم جمیله صدیقی و شوکت شریفی میباشند. جمیله صدیقی به دلیل دست یازی رضا شاه و پادشاه خواندن خود به مخالفت با سیاست های سرکوبگرایانه او چندین سال به زندان محکوم میگردد. یکی از چهره های مشهور جنبش زنان خانم ماهرخ مینویی کسمایی است که در سال 1280/1281در روستای کسما چشم به جهان گشود. پدرش آقای عبد الحسین کسمایی و ازمبارزین جنبش جنگل بود.او جزو اولین دخترانی بود که از رفتن به مکتب قراءت قرآن سر باز زد و به مدرسه نو بنیاد دخترانه رفت. در ابتدای جنگ جهانی اول و در اوج انقلاب جنگل ازدواج کرد. او بعدها به همراه خانواده کسمایی و شوهرش به فرقه کامونیست پیوست. انجمن فرهنگ رشت نیز توسط کمونیستهای گیلک پایه گذاری شد. تاریخ بنیانگذاری انجمن سعادت نسوان رشت به احتمال قریب به یقین در سال1300 بوده است. این انجمن توسط انجمن فرهنگ رشت پایه ریزی میشود. همانطور که گفتم جمعییت سعادت نسوان بر بستر جنبش جنگل و پس از شکست آن بوجود آمد. آنان زنان سنت شکن و سرکشی بودند که آزادیهای سیا سی سالهای 1299/1300 را تجربه کرده بودند.انها از انقلاب ج.شورایی گیلان نیرو گرفته و تلاش داشتند موقعییت دگرگون یافته زن را که حاصل انقلاب بود تحکیم کنند.زنان تلاش داشتند با گذر از مرزهای ممنوعه و با شرکت و دخالتگری در همه مساثل و امور اجتماعی نقش داشته باشند. در اینجا گوشه ای از نامه جمعییت می آید که به دولت سرخ آنزمان نوشته شده و بیانگر شدت علاقه دخالت زنان در مسایل اجتماعی بود . مدتیست که آفتاب انقلاب در نقاط گیلان درخشان شده تمام توجهات رفقای انقلابی ما فقط به حال زارعین و رنجبران است و در عالم انصاف باید همین طور باشد. حالا که آفتاب انقلاب درخشان گشته...ما نه تشکیلات داریم نه مبلع داریم تا خواهران غافل ما را آگاه کنند....در سبزه میدان رشت ما به شوق مفرط شنیدن سخنان ناطقین حاضر میشویم . او را هم مانع میشوند.... این کمیته با یک التهاب درونی میگویید که ما طایفه نسوان کی وقت در جرگه انسانها خواهیم داشت... زنان جمعییت نسوان توانستند با نگارش این نامه در آندوره از حالت محبوس در آمده و حق شرکت و گردهم آیی های سیاسی را داشته باشند. این گرد هم آییها اکثرا در میدان مرکزی شهر به نام سبزه میدان برگذار میشد.معمولا کسانی که دارای نظراتی بودند در آنجا به سخنرانی می پرداختند.از جمله مسئولان دولت انقلابی نیز در آنجا میتینگ میگذاشتند. هدف جمعییت سعادت نسوان آشنا کردن زنان با مسایل روز. حرکت دادن زنان به سوی مسایل اجتماعی. مبارزه با فقرفرهنگی و اجتماعی. پرورش استعدادهای نهفته و آموزش بهداشت... بود. برای رسیدن به این هدف مدرسه سعادت نسوان رشت به پیشگامی خانم روشنک نوعدوست بنیان گذاشته شد.این مدرسه در سبزه میدان رشت واقع بود. شبها در آن کلاسهای اکابردایر بود. خیاطی و گل دوزی نیز آموزش داده میشد. این کار توسط خانم نشاط الدوله انجام میشد که مدیر مدرسه دوشیزگان رشت بود. از جمله کارهای دیگر جمعییت سعادت نسوان تاسیس گروه تأترسعادت نسوان بود. بازیگران گروه تأتر سعادت نسوان اکثرا زنان و دختران جوان جمعییت بودند. هدف گروه با اجرای تاتر ارتقاع آگاهی زنان بود.این گروه آثاری از مولیر و راسین و ویکتور هوگو و اوژن لابیشی را به صحنه تأتر می آورد.در سال 1302 جمعییت دیگری به نام جمعییت معارف پژوهان نسوان نیز بوجود آمد که نمایشنامه هایی از جمله نمایش عروسی یا دختر فروشی را به صحنه آورد. این نمایشنامه سرگذشت تلخ دختران ایران بود که حق نداشتند در انتخاب شور خود اظهار عقیده کنند. در 15مهر ماه سال 1306 یک مجله برای زنان به نام پیک سعادت نسوان توسط جمعییت و به صاحب امتیازی روشنک نوعدوست بوجود آمد. مقالات این مجله >بیان مقصود نوشته خانم روشنک نوعدوست. موفقیت ما. پیک سعادت به پاس روح مادر. دکتر آقاخان به اختران وطن. شعری از م . جوای ناله یک زن. فخر اعضمی ارغوان علت تیره روزی. اشرف قایم مقامی زن در جامعه ما. م.جودی به نام وطن. س محصص بود. .ماهرخ کسمایی همانطور که خود میگویید. دلمان میخواست که فقر از بین برود مردم آزاد شوند. برای این کار فکر میکردیم باید از خودمان شروع کنیم و از همین الان به داد فقیر فقرا برسیم.... او اولین زنی بود که در جلسات حزبی شرکت میکرد و به این ترتیب جزو اولین زنانی بود که تابوی نامحرم بودن زن را در امور حزبی و اجتماعی از میان برداشت. اولین سالگرد هشت مارس توسط او و همراهانش از جمعییت نسوان در سال 1918 در رشت برگذار شد. بعدها نخستین جنبش بین المللی زنان در سال 1921 در شهر انزلی برگزار میگردد. در این جشن حدود 45./50 زن شرکت داشتند. ماهرخ به علت انتقاد از سیاست میانه رویا نه فرقه کامونیست نسبت به ماهییت دیکتاتوری رضا خان به حوزه های حزبی دعوت نگردید.
دست یازی از شعار جمهوری و نزدیک شدن رضا خان به روحانییت .حمله و هجوم بازاریها و قشریون مذهبی به تأتر وضعییت را برای جمعییت زنان مشکل کرده بود. ماهرخ و سایر بازیگران به سبب کشمکشها و هجوم مکرر به نمایشخانه ها کار را مشکل تر کرده بود. در پایان این مجمع فرهنگی چون دیگر مجامع گیلان علنا تعطیل شد. چیزی که جمعییت زنان به لحاظ فرهنگی برایش ارزش قاءل بودند تربیت کودکان وآگاه کردن آنان و دور نگهداشتن آنان از خرافات مذهبی بود. آنها به عنوان معلم و مادر سعی میکردند ارزشهای عقب مانده مذهبی را در میان کودکان به زیر سوال ببرند و آموزشهای نوین را جایگزین آن گردانند. در این رهگذز خانم روشنک نوعدوست که مدیریت مدرسه مختلط سعادت نسوان را بر عهده داشت ارزش زیادی به این نوع آموزشها قاءل بود.زنان آندوره چند همسری را تقبیح میکردند و آن را مغایر شأن و مقام زن میدانستند. به نظر آنان چند همسری سرچشمه نابسامانیهای خانوادگی و تربیتی فرزندان بود. سیروس کار فوریه 2008
|
||
|
|
||
|
||