زن، حقوق و مکان اجتماعي او در اسلام
فهیم آزاد
مقدمه
هدف نوشته حاضر پرداختن به عمل کرد و جنایات نیروهای اسلامی چه در قالب طالبان و چه در هیئت حاکمان کنونی که مقدرات جامعه را رقم میزنند، نیست (چون مردم با گوشت و پوست شان این نیرو ها و احزاب را در پراتیک اجتماعی و سیاسی تجربه کرده اند) بلکه میخواهد به مسایل اساسی ایکه این عملکرد ها از آنها ناشی میشوند ( ایدئولوژی اسلامی، که منبع الهام و رهنمای بالقوه تمامی جریانات اسلامی دوران ما است) بپردازد.
در ضمن به آن بخش از روشنفکران چپ و "دموکرات" که آگاهانه و یا نا آگاهانه تلاش دارند با تحلیل های "مدبرانه" شان از وضعیت جاری، خاک در چشم توده های زحمتکش پاشیده و از افشای کامل مذهب ( در این مورد اسلام ) در کنار باور های ضد انسانی و خرافی دیگر، بعنوان یکی از عوامل اصلی نیگون بختی و سیاه روزی کنونی مردم، بویژه زنان، طفره رفته و با تفکیک اسلام به اسلام "بنیاد گرا"، "مترقی" و"اسلام مردمی" از مبارزه بالفعل و باالقوه با جریانات مذهبی شانه خالی کنند.
و یا عده ی دیگر آنها ( که متأسفانه تعداد شان هم چندان کم نیست) با درک پوپولیستی و قدر گرایانه (چیزیکه سالها بدان عادت کرده اند و بخشی از باور های شان را میسازد)، توجیهات شان را در این مورد از این تئوری دیر آشنا استنتاج نموده اند که نمیشود با توده های در افتاد و هرآنچه را که باور توده هاست (هر چند ارتجاعی و ضد انسانی) باید احترام کرد، در غیر آن توده ها خواهند رنجید، نشان دهد که این نه سلیقه های گروهی بلکه بنیاد های فکری و ایدئولوژیک اسلام است که مصبب اصلی ستم، بی حقوقی و اجحاف، از جمله ستم جنسی بر زنان، است که باید بطور سیستماتیک و پیگیر مورد نقد و افشا گری قرار گیرد.
حال می پردازیم به اصل مطلب و ببینیم که قرآن، محمد و رهبران اسلامی در مورد زن چه گفته اند و آنگاه در اخیر نگاهی اجمالی به نیرو های اسلامیست حاضر در صحنه سیاسی افغانستان، نظریات و قوانین صادر شده از جانب آنها که ملهم از شریعت اسلامی است، میاندازیم.
قرآن که چهارده قرن قبل با تلاش برای تضمین حاکمیت ثروتمندان شهری و زمینداران بزرگ بر قبایل صحرا نشین بعنوان مجموعه ای از قوانین تدوین شد و منبع الهام رهبران جزیرة العرب جهت وحدت و همسوئی قبایل قرار گرفت، امروز در عصر روبوت و انقلاب انفورماتیک با مجموعه از تفاسیر، احادیث و شیوه زندگی محمد و یارانش مبنای اداره امور قرار گرفته است.
با بررسی نزدیک قرآن، احادیث و گفته های رهبران اسلامی، میتوانیم ببینیم که دیدگاه های فورموله شده در قرآن و احادیث معتبر و همچنین علمای اسلامی قدیم و جدید راجع به آموزش برتری مرد بر زن مطابقت دارند. با وجود این کسانی هم هستند که ادعای "برابری" زن و مرد را در اسلام دارند، بعضی ها این ادعا را از سر جهل مینمایند و دیگرانی هم جهت تحریف واقعیت و وارونه سازی آن، چون منفعت سیاسی و مادی شان ایجاب میکند، دست به اینکار می زنند.
در ادبیات اسلامی حدیث به عنوان مادر کتاب ها نامیده شده است، چنانچه سالهای سال است که تجدید چاپ شده و بیشتر از هزار سال است که در کنار قرآن مرجع و تکیه گاه مسلمانان بوده است. احادیث اقتباس شده در این مقاله مطابقت با روح اسلام و آموزش های قرآن دارد، هرگاه حدیث این موقعیت را نداشت از دسترس بدور نگهداشته شده و رد میشد.
"برای شکل دادن به زندگی مذهبی آدمیان و برای رسیدن به این مأمول حدیث درکنار قرآن از اهمیت بارزی بر خوردار است. در حقیقت قرآن منهای حدیث در بسا موارد زندگی روز مره ناقص و مجهول باقی میماند." ( ۱ ) جلال الدین سیوطی یکی از معتبر ترین و معروفترین مفسرین اسلامی میگوید که حدیث: " تفسیریست از قرآن و توضیح آن" ( ۲ ) و به این دلیل است که تقریباً همهٌ مفسرین جهت توضیح قرآن قبل از هر چیزی و در اولین فرصت به حدیث تکیه میکنند. در حدیث معتبر زیر آمده است:
" مدت کوتاهی بعد از وحی ( قرآن راجع به محمد میگوید ) هرگز به هوای نفس سخن نمی گوید، سخن اوهیچ غیر وحی خدا نیست." ( قرآن، سوره نجم آیه های ۳ – ٤) " یگانه تفاوت میان قرآن و حدیث حقیقتاً در این است که اولی مستقیماً از جانب خداوند به وسیله جبرئیل همراه با نص های متعدد ابراز و وحی شد. دومی یا آخری بدون نص و کلام وحی شده است. " ( ۳ )
" بدین ترتیب حدیث در کنار قرآن مجید دومین منبع شرع اسلامی در مورد امور فردی و اجتماعی است، زیرا که احکام پیغمبر اکرم همانند احکام خداوند بر هر فرد مؤمنی واجب است."
"هیچ مرد و زن مؤمن را در کاری که خدا و رسول حکم کنند اراده و اختیاری نیست ( که رأی خلافی اضهار نمایند." (قرآن سوره احزاب آیه ۳۶) ( ٤ ) نظر به احکام اسلامی حدیث به عنوان راه و روش محمد و یارانش بایست دقیقاً و بدون تخطی پیروی شود، "عمل که به اندازه یک سر مو با حدیث مغایرت داشته باشد باید که ترک شود" ( ۵ ) " به این دلیل یک فرد مسلمان مطلقاً نیازمند به داشتن یک جلد قرآن و یک جلد حدیث جهت هدایت زندگی اش، است." ( ۶ )
برتری مرد در پیشگاه خدا
مرد و زن در پیشگاه خدا و قرآن بعنوان انسان دارای حقوق یک سان نیستند، مردان نسبت به زنان برتری دارند، چنانچه از محتوای آیات زیر بر می آید: " و زنان را نیز حقوقی است بر شوهران چنانچه شوهران را بر آنها حقوق مشروع است لیکن مردان را بر زنان افزونی و بر تری خواهد بود." ( قرآن سوره بقره آیه ۲۲۸ ) ( ٧ ) و یا: "الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض"( قرآن سوره النساء آیه: ۳٤) یعنی: "مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است." ابن کثیر یکی از مفسرین معروف در رابطه آیه ۳٤ سوره نساء چنین میگوید: " الرجال افضل من النساء و الرجل خیر من المراة. " یعنی: " مردان را بر زنان برتریست و یک مرد بهتر است نسبت به یک زن " ( ابن کثیر فی تفسیر النساء ۳٤ ) ( ۸ )
مفسرین دیگری مانند رازی، بیضاوی، زمخشری و طبری در این مورد همنظر اند. رازی در تفسیرآیه ۱۱ سوره نساء چنین میگوید: " قوله ( للذکر مثل الا نشیین ) ان الرجل اکمل حالا من المراة فی الخلقه و فی العقل و فی المناصب الدینیة، مثل صلاحیة القضاء و الامامة، و ایضأ شهادة المراة نصف شهادة الرجل، و من کان کذلک وجب أن یکون الانعام علیه أزید (ایضا) ان المراة قلییة العقل کثیرة الشهودة ءفاذا انضاف الیها المال الکثیر عظم افساد." ( التفسیر الکبیر للرازی، النساء: ۱۱) یعنی: "(سهم مردان دو چند سهم زنان است) مرد در خلقت و عقل و در ایمان کامل تر است نسبت به زن و همچنین در خور و شایسته قضاوت و امامت است. و شهادت یک مرد برابراست به شهادت دو زن. بنأ برای شخصی که این همه مسؤلیت بزرگ سپرده شده است باید به همان نسبت امتیاز بیشتری داده شده باشد. چون زن ناقص العقل است و دارای هوای نفس زیاد، هرگاه به او ثروت زیاد بدهید منجر به فساد زیادی خواهد شد." ( ٩ ) او همچنین می افزاید: " قوله (الذکر مثل حفظ الانشیین) لما کان الذکر افضل من الانثی قدم ذکره علی ذکر الانثی." (التفسیر للرازی، النساء: ۱۱) یعنی: " در سوره ٤ آیه ۱۱، نخست از مرد یاد آوری شده است زیرا که مرد بر تر است بر زن." ( ١٠ ) از قول رازی این برتری ناشی می شود از برتری طبیعی مرد " در عقل و قدرت و بدلیل این که مرد مهریه میپردازد و نفقه زنش را تأمین میکند." (۱۱)
یکی از اسلامیست های مدرن در مورد آیه فوق چنین می گوید: " و لقد فضل ا لله بینهما نیساءلا یمکن التسویة به (النساء ٣٤) فالرجل هنا یفضل المراة من حیث تفوقه العقلی و مقدرته علی الادارة و الانفاق علی المراة." (احمد ذکی تفاحة، المراة و الاسلام، دارالکتاب البنانی بیروت ١٩۸۵ ص ٣٦ ) یعنی:
"خداوند در آیه ٣٤ سوره نساء برتری مرد بر زن را قائم نموده است که خود مانع برابری مرد و زن است. مرد مافوق زن است زیرا که مرد از لحاظ عقل بر تر است و همچنان مرد شایستگی رهبری را دارد و این مرد است که نفقه ای او(زن) را میپردازد." ( ١٢)
حسین عماد زاده در مورد این برتری و فضیلت چنین می گوید: " زن بتنهایی یک انسان نیست بلکه بکمک یک مرد یک انسان میشود." ( زنان پیغمبر اسلام ، ص ٢٠ )
زن و نواقص او از دیدگاه تعالیم اسلامی
زن ها در عقل و ایمان ناقص اند:
نقص زن در عقل و ایمان در حدیث معتبری از صحیح بخاری که از نظر علمای اسلامی "معتبرترین کتاب بعد ازقرآن به شمار میرود" (١٣) چنین توضیح داده شده است، به آن توجه کنید: " یا معشر النساء ... ما رایت من ناقصات عقل و دین اذهب للب الرجال الحازم من احداکن. قلن: و ما نقصان دیننا و عقلنا یا رسول الله ؟ قال الیس شهادة المراة مثل نصف شهادة الرجال ؟ قلن: بلی، قال: فذلک من نقصان عقلها ، الیس اذا حاضت لم تصل و لم تصم ؟ قلن : بلی قال : فذلک من نقصان دینها." ( صحیح بخاری عربی ــ انجلیزی جزء ١ حدیث ٣٠١ ) یعنی:
" رسول خدا باری به گروهی از زنان گفت: من هرگز مانند شما زنان ناقص در عقل و ایمان ندیده ام. یک مرد مؤمن و آگاه میتواند به وسیله شما گمراه گردد. یکی از زنان پرسید: ای رسول خدا نقص در عقل و ایمان ما چیست ؟ او گفت: آیا مگر شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد نیست ؟ آنها تکرار کردند که اثبات. او گفت: این هم نقص عقل شما ... آیا درست نیست که شما زن ها نمیتوانید در دوران قاعدگی نه روزه بگیرید و نه عبادت نمائید ؟ ... او گفت: این هم دلیل بر نقص ایمان شماست ..." ( ١٤)
صحت و اعتبار حدیث فوق غیر قابل بحث است، چنانچه در دو مجموعه معتبر حدیث (بخاری و مسلم) نقل شده است. این حدیث از جمله احادیثی است که مفسرین مسلمان در آن متفق القول اند. این حدیث مورد استفاده اندیشمندان معتبری چون غزالی، ابن العربی، رازی، سیوطی، قرطوبی، نواوی و ابن کثیر قرار گرفته است. حدیث فوق حکمی است ابدی در مورد زنان و مربوط به دوره معین از تاریخ نیست، بلکه توضیح موقعیت زن بطور کلی است و در همهٌ احوال و ادوار این قضاوت و درک نسبت به زن صادق خواهد بود. تا زمانیکه زنان قادر به عبادت و همچنین ادای فرائض دینی در ماه رمضان، بدلیل عادت ماهانه نیستند و تاهنگامیکه شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد ارزش یابی شود، این اپارتاید جنسی اسلامی پا بر جا است. زیرا که این حکم و این استدلال ریشه در بنیادهای فکری اسلام به عنوان یک دین زن ستیز دارد، که منشا و منبع الهام گرینده اش قرآن، سنت و کردار پیغمبر اسلام است.
رازی در تفسیر آیه ٢١ سوره الروم که میگوید: " و من ایاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوآ ..." یعنی: " و باز یکی از آیات لطف الهی آنستکه برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در برابر او آرامش یافته و با هم انس گیرد و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود ..." چنین میگوید:
" قوله ( خلق لکم ) دلیل علی ان انساء خلق کخلق الدواب والبنات و غیر ذلک من المنافع، کم قال تعالی ( خلق لکم ما فی الارض ) و هذا یقتضی ان الا تکون مخلوقه العیادة و التکلیف فنقول خلق النساء من النعم علینا و خلقهن لنا و تکیفهن لا تمام النعمة علینا لا لتوجیه التکلیف نحوهن مثل توجیه الینا و ذلک من حیث النقل و لکم و المعنی. اما النقل فهذا و غیره. و اما لکم فلان المراة لم تکلف بتکالیف کثیرة کما کلف الرجال بهاء و اما المعنی فلان المراة ضعیفة الخلق سخیفة فشابهت الصبی لکن الصبی لم یکلف فکان یناسب ان لا تؤهل المراة التکلیف لکن النعمةعلینا ما کانت تتم الا بتکلیفهنلتخاف کل واحدة منهن العذاب فتنقادللزوج و تمتغ عن المحرم . و لو لا ذلک لظهر الفساد." (التفسیر الکبیر للرازی. تفسیر سورة الروم : ٢١ ) یعنی:
" این گفته که (آفریده ام برای شما)، دلیل است براینکه زنان آفریده شده اند مانند حیوانات، نباتات و چیز های سود مند دیگر، چنانچه خداوند متعال می فرماید: (آفریده شد برای شما هر آنچه که در روی زمین است) و این اقتضا بر این است که زن برای عبادت و انجام دستورات خداوندی آفریده نشده است. ما می گوئیم که آفریدن زن یکی از رحمت هایی است که به ما (مردان) ارزانی شده است تا مشعوف عبادت خداوند باشیم، زن ها مسؤلیتی مانند ما مردان ندارند .... زیرا زن ها ضعیف، ابله، از لحاظ احساسی مانند کودک اند، و هیچ مسؤلیتی برای کودکان گذاشته نشده است. برای اینکه عبادت خداوند بصورت کامل انجام شود، زن ها باید مکلف شده باشند که از عذاب سزا بترسند و همچنین از شوهرانشان اطاعت کنند و از چیز های که ممنوع هستند، دوری جویند در غیر آن فساد شایع خواهد." ( ١۵)
سخنان فوق تأئید و تأکیدی است بر حدیثی که می گوید " زنان ناقصات عقل و دین اند." این نگرش ارتجاعی مورد قبول و تأئید همهٌ محدثین و نویسندگان مسلمان است. یکی از اسلامیست های مدرن می نویسد که: " سهم عقل زنان با مردان برابر نیست." ( ١٦ ) او در توجیه گفتارش و همچنین وضاحت بخشیدن بیشتر به این "نابرابری" به نقل از کتاب "المراة والقرآن"، عباس العقاد یکی دیگراز نویسندگان با نام عرب، چنین ابراز نظر میکند:
" فی کتاب المراة و القآن للاستاذ عباس العقاد فصل قیم ابطل فیه مساواة المراة للرجل فی العبقریة فأجاد و اقنع." ( البهی الخولی، الاسلام والمراة المعاصرة، ص ٢٤١ ) یعنی: "استاد العقاد در کتابش المرأة ولقرآن یک مبحث با ارزشی دارد چیزیکه او در آن، ادعای برابری عقلی مرد و زن را بشکل قانع کننده ای باطل میسازد." ( ١٧ ) یکی دیگر از اسلامیست ها، حسین عماد زاده معتقد است که: " وزن مخ ( مغز ) مرد صد گرم بیشتر است." ( زنان پیغمبر اسلام ص ٢٣۵)
این اپارتاید جنسی اسلامی در روایات مختلفی توضیح داده شده است: " زنان اضافه بر این که حق امامت ندارند، حق تقدم نیز ندارند یعنی اگر مرد و زنی مانند زن و شوهر یا خواهر و برادر و یا مادر وپسر... خواستند در یک خانه نماز بخوانند اگر زن اندکی جلو تر یا مساوی بایستد و نماز را شروع کنند نماز هر دو باطل است." ( حقوق زن در اسلام ص ٧۱ و ٧٢، یحی نوری ) به نمونهٌ دیگری از این باور ارتجاعی توجه نمائید:
" تمام زن ها علاقمندند که تحت نظر شخص دیگری کار کنند و بطور خلاصه از مرئوس بودن و تحت نظر رئیس کار کردن بیشتر خوششان می آید. برتری روح مردان بر زنان چیزی است که طراح آن طبیعی می باشد، هر قدر هم خانم ها بخواهند با این واقعیت مبارزه کنند بیفایده خواهد بود. خانم ها به علت آنکه حساس تر از آقایان هستند باید این حقیقت را قبول کنند که به نظارت آقایان در زندگیشان احتیاج دارند." ( حقوق زن در اسلام ، ص ۱۸٤ ، یحی نوری )
زن ها نه تنها ناقص العقل اند بلکه حق نشناس هم هستند، بد نیست در مورد این باور اسلامیون حدیثی از بخاری نقل کنیم که میگوید: " النساء ... یکفرن العشیر و یکفرن الاحسان ، لو احسنت الی احد اهن الدهر ثم رأت منک شینا قالت : ما رأیت منک خیراً قط ." (صحیح بخاری عربی انجلیزی جزء ١ ــ حدیث ٢۸) یعنی: " زن ها در مقابل همسران شان ناسپاسٍٍ و در مقابل لطف و توجه آنها و هر عمل نیک دیگری حق نشناس اند. هر چند که در مقابل او خوش رفتار باشی و او چیزی از تو بیبیند ( که مورد پسندش نباشد) خواهد گفت: "هرگز از تو خیری ندیده ام." ( ١۸) برمبنای این حدیث، زن نه تنها از لحاظ عقلانیت و معنویت ناقص است بلکه نا سپاس و حق نشناس هم است.
زنان و شهادت
شهادت زن با مرد برابر نیست، شهادت یک زن نصف شهادت یک مرد است. قرآن در این مورد چنین می گوید: " و استشهدوا شاهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل وامرآتان ممن ترضون من الشهدآء ان تضل احدیهما فتذکر احدیهما الاخری" یعنی: " اگر مدیون، سفیه یا صغیر است و صلاحیت امضا ندارد ولی او به عدل و درستی امضا کند، دو تن از مردان گواه آورید و اگر دو مرد نیابید یک تن مرد و دو زن گواه گیرند که اگر یک نفر آنها را فراموش کند دیگری را بخاطر باشد." ( سوره بقره آیه ٢۸٢) ( ١٩)
یک زن تحصیل کرده مسلمان در توجیه این بیعدالتی و آپارتاید جنسی اسلامی چنین میگوید: " زن زاده شده است از برای تولید مثل و تغذیه کودک. بنابراین زن خیلی احساساتی و فراموشکار است، زیرا اگر چنین نبود او درد زایمان را فراموش نمی کرد و فرزند دیگری بدنیا نمی آورد. به این دلیل او نمی تواند مانند یک مرد قابل اعتماد و شایسته شهادت باشد." ( ٢٠ ) بنابراین زن در باور مرد سالار اسلامی در سه حوزه مهم ناقص شمرده شده و ارزش انسانی یک سانی با مرد ندارد: برای دیگران بدلیل انکار اینکه موجود خوبی است؛ برای خودش بدلیل ناقص العقل خواندنش از جانب مذهب و سرانجام در رابطه با خدا، بدلیل نارسائی و عدم کفایت ایمانش.
" شهادت دو زن بجای یک مرد برای اینست که مبادا یکی از آنان گمراه شود و اگر گمراه شد دیگری او را بیاد آورد. چون زن با انگیزه های خاصی که دارد، بضبط اینگونه امور و شهادت بآن کمتر دقت و توجه مینماید و بیشتر تحت تأثیر عواطف واقع میشود چنانکه در مسائل راجع به خود، توجه و دقتش بیشتر است." ( پرتوی از قرآن، کتاب دوم ، ص ٢٦٩ ، آیت الله طالقانی )
به گفتاری از شیخ محمد عبده توجه کنید که از قول خطبه ای از علی خلیفه چهارم مسلمانان چنین می گوید: " خداوند زنان را خلق فرموده، و آنها را استوار نموده برسنگینی امر زائیدن و تربیت کودکان شان تا سن معینی، که هنوز از یکی فارغ نشده مستعد حمل و زائیدن دیگری خواهند شد، پس هیچگاه از کار زائیدن و تربیت فرزند نمودن رهائی ندارند، مثل اینکه فقط زنها مختص تدبیر امر خانه و زندگی داخلی اند، و این کار، یک محیط محدودی است که باید مردان برای شان فراهم نمایند، و لذا عقل زنها به اندازه ای خلق شده که در این امور بآن احتیاج دارند، دین نیز بر طبق فطرت و خلقت است ، و زنها ــ در احکام دین ــ بپای مردان نمیرسند، نه در عبادت و در اداء شهادت، و در بردن ارث." ( زنان پیغمبر اسلام ، ص ٢١٣ حسین عماد زاده ) ، ( تأکید از من است).
بیعدالتی و اپارتاید جنسی فورموله شده در قرآن و منابع دیگر اسلامی در مورد عدم صلاحیت زن بعنوان شاهد را در جملات زیر بخوبی میتوان مشاهده کرد: " بسیار اتفاق می افتد که شهادت و یا قضاوت در حق کسان نزدیک یا زنانی زیبا و مردان متنفذ و یا جوان انجام میگیرد، در زنان چنانکه از احوال عمومی آنها پیدا است بیم آن می رود که حسادت و رشک به زیبائی یا تحت تأثیر زیبائی و دلفریبی مرد و ثروت و نفوذ و یا جوانی او واقع شده عقل را در زیر نفوذ احساس خرد کند و حق و عدالت پایمال هوی و هوس شود." ( حقوق زن در اسلام، ص ٩٤ یحی نوری )
بازهم بد نیست که از علی خلیفه چهارم بشنویم: " گواهی دو زن بجای یک مرد است و از جهت نقصان نصیب و بهره هم ارث آنها نصف مردان می باشد، پس از زنهای بد بپرهیزید و از خوبانشان بر حذر باشید و در گفتار و کردار پسندیده از آنها پیروی نکنید تا در گفتار و کردار نا شایسته طمع نکنند." ( نهج البلاغه، ص ١۸٠)
زن از دیدگاه اسلام چیست؟
زن لعبت است ؛ نواقصی را که در سطور فوق از نظر گذرانیدیم بیانگر آن است که زن از نگاه تعالیم اسلامی همراه نامناسبی برای مرد است. نواقص او در عقل و ایمان بازدارنده و مانع شرکت او در امور مربوط به دایرهٌ مذهب و اجتماع میشود. می بینیم که این باورهای مبتنی بر اپارتاید جنسی اسلامی، تا کجا و تا چه حدی منجر به تنزیل مقام زن به عنوان انسان میشود. حسین عماد زاده در این مورد چنین در افشانی می کند: " زن بر وزن من اندر لغت نام موجودی است که از کفر ابلیس مشهورتر و از پلنگ پرشر و شور تر و درست نقطه مقابل مرد را اشغال کرده است." ( زنان پیغمبر اسلام، ص ١٦)
" قال عمر شینأ فعرضت فیه امرأته، فقال: لست فی شئ، انما أنت لعبة فإذا کانت الیک حاجة دعوناک لها." ( المنصف، ابوبکر احمد ابن عبدالله موسی الکندی، الجلد الاول، جزء ٢ صفحه ٢٦٣ ) یعنی:
" عمر باری مشغول صحبت بود که زنش در میان حرف او درآمد، عمر به او (زنش) گفت : تو بازیچه هستی، اگر به تو حاجت بود، صدا می زنم." ( ٢١ ) و امرو بن العاص یکی دیگر ازاصحاب محمد میگوید: " زنان لعبت اند، انتخاب کن." ( ٢٢ ) این فقط نظر عمر و ابن العاص نیست، بلکه محمد خودش باری چنین گفته بود: " قال النبی انما المراة لعبة فمن اتخذها فلیصنها." ( احمد ذکی تفاحة، المراة والاسلام، ص ١۸٠) یعنی: " زنان لعبت اند، هرکسی که او را میگیرد بگذار که ازش موا
