پاک کردن صورت مسئله با اعدام

نمی دانم این خبر را در روزنامه های وطنی خوانده اید یا نه؟ مادری که نوزاد خود را کشت محکوم به اعدام شده است. داستان این زن را بخوانید كه: " وي از سن ١١ سالگي از منزلشان واقع در غرب كشور گريخته است و بيش از ٩بار سابقه زنداني شدن در مشهد، تبريز و تهران را دارد. وي در مراكز بهزيستي متعددي نگهداري شده بود؛ ضمن اين كه چندين بار به جرم ارتباط نامشروع دستگير و زنداني شده بود. سرانجام نيز در حالي كه باردار بود و پدربچه اش هم مشخص نبود، درخيابان به جرم ولگردي دستگير و به مركز بهزيستي انتقال داده شد. اين گزارش حاكي است كه زن سنگدل بعد از اتمام تحقيقاتش همراه پرونده در دادگاه كيفري در تابستان سال گذشته محاكمه شد. وي در جلسه دادگاه نيز با پذيرش ارتكاب قتل عمد نوزاد ٥روزه خود مدعي شد كه چهارسال با پسري از ايران به دبي رفت و پس از جمع آوري پول زياد از راه فساد اخلاقي به تهران آمدند تا ازدواج كنند اما آن پسر پول ها را گرفت و ديگر پيدايش هم نشد. در ادامه براي اين كه سرپناهي داشته باشد، با يك مرد معتاد بدون اين كه به عقدش درآيد، زندگي مي كرد و براي تهيه موادمخدر مصرفي آن مرد به خيابان مي رفت تا اين كه باردار شد و از آن خانه هم فرار كرد."
اولا از ظواهر داستان پیداست که این زن در دادگاه هیچ مدافعی نداشته است و حتی خودش هم خود را مجرم می داند. هیچ کس نگفته است که این زن در هنگام ارتکاب قتل از Postpartum depression شدید رنج می برده است و در حقیقت از شدت افسردگی دچار جنون بوده است. اگر به این صفحه ویکی پدیا مراجعه کنید و علائم موثر در تشدید این بیماری را با شرائط این زن مقایسه کنید خواهید دید که وی اکثر این شرائط را دارا بوده است و اگر به این سایت روانشناسی نگاه کنید می بینید که مادرانی که به این مرض روانی مبتلا هستند بعضا نوزاد خود را می کشند. سوال این است که چگونه می توان شخصی روانی را محکوم به اعدام کرد؟
ثانیا، در این داستان چه کسی مجرم است: این زن یا جامعه ای (بخوانید من و شمایی ) که قاتلی را پرورش داده است؟ کجاست مجازات آن پسری که به وعده و وعید او را به فاحشگی برده است؟ کجاست مجازات آن کسانی که او را به بیگاری جنسی برده اند؟ و کجاست مجازات جامعه ای که نه تنها نتوانسته زمینه فساد و جرم را از بین ببرد که بستر ساز جرم هم بوده است؟ موجودی خلق کرده ایم که از آن شرممان می آید و به عادت مالوف با اعدامش جرم خود را در زیر خاک پنهان می کنیم. و فردا روز از نو روزی از نو.

به‌ نقل از وبلاگ اقتصادانه‌

 

 

 
   
بازگشت به‌ صفحه‌ اول