زن
سرپرست
خانواده به
روایت دوربین
انجمن حق
زنان: تعداد
مصوبههای
چند سال اخیر
دولت برای به
اصطلاح کمک به
زنان سرپرست
خانواده و
توانمند
ساختنشان
غیر قابلشمارش
است. اما در
عمل فقر و
مصائب ناشی از
آن زندگی این
زنان و
فرزندانشان
را میبلعد.
بر اساس آخرین
سرشماری،
شمار زنان
سرپرست
خانواده حدود
یک میلیون و
هفتصدهزار
نفر است.
شهرزادنیوز:
از
مسالهی
"حجاب و عفاف"
که بگذریم، کمتر
مسالهای است
که به اندازهی
وضعیت زنان
سرپرست
خانواده
موضوع
سخنرانی،
اظهارنظر و
بحث مقامات و
مسئولانی
قرار می گیرد
که به نام
حمایت از
زنان، به این
یا آن ارگان
دولتی تکیه
زدهاند. آنان
بودجههای
سرسامآوری
را در اختیار
دارند و بیوقفه
به معرفی طرحها
و برنامههایی
مشغولاند که
که ادعا میکنند
در جهت رفع
مشکلات
اقتصادی و
اجتماعی زنان
سرپرست
خانواده می
باشند.
تعداد
مصوبههای
چند سال اخیر
دولت برای به
اصطلاح کمک به
این زنان و
توانمند
ساختنشان
غیر قابلشمارش
است. اما در
عمل فقر و
مصائب ناشی از
آن زندگی این
زنان و
فرزندانشان
را میبلعد.
بر
اساس آخرین
سرشماری
انجام شده،
شمار زنان سرپرست
خانواده حدود
یک میلیون و
هفتصدهزار نفر
است. طبق گفتهی
مقامات حکومت
اسلامی بیش از
نیمی از این
زنان فاقد شغلاند.
کمتر از نیمی
از زنان
سرپرست
خانواده که شاغلند،
دارای تخصصاند
و در نتیجه
قادر به تامین
هزینهی
زندگی شان میباشند.
مابقی علیرغم
اشتغال، در
زمرهی
فقیران ایران
محسوب میشوند.
درصد خانوادههای
زنسرپرست
مدام افزایش
مییابد و این
خانوادهها
جزء فقیرترین
فقیران ایران
محسوب میشوند.
گفتهمیشود
که بیش از یکمیلیون
از خانوادههای
زنسرپرست به
کمکهای
ناچیز "کمیتهی
امداد امام"
متکیاند.
فیلم
کوتاهی که از
زندگی یک زن
روستایی
سرپرست
خانواده بر
روی یوتیوب
قرارداده
شده، ابعاد
فقر و بیحقوقی
این زنان را
نشان میدهد.
مکان:
روستای
نصیرآباد
روستا
که نیست، تا
چشم کار میکند
بیابان است و
کپههای زباله
که در بیابان
درندشت
پراکندهاند.
کمی دورتر
دود زبالههایی
که آتش گرفتهاند،
به سوی آسمان
روان است.
زنی
در میان زبالهها
به جستجو
مشغول است. سن
زن را نمیشود
تشخیص داد، 50
ساله میزند
ولی به احتمال
زیاد جوانتر
است. وقتی که راه
میرود، پای
راستش میلنگد.
یک گونی سفید
بدست دارد.
زبالهها را
با داس کوچکی
بههم میزند.
اشیا یافتهشده
را درگونی میریزد.
گونی سفید
پلاستیکی و
داس کوچک تنها
ابزار کار او
هستند. یافتههایش
را در گوشهای
جمع میکند.
بخشی از آنها
را در گونی میریزد
و به سوی
محوطهای
گاراژ مانند
به راه میافتد؛
محوطهای
وسیع که محصور
به یک دیوار
است و در سطح
آن اینجا و
آنجا خرتو
پرتهایی به
چشم میخورد.
آلونکی در
گوشهی این
محوطه قرار
دارد. این جا
خانهی زن
است. با
دخترانش این
جا زندگی میکند.
گونی را در
گوشهای خالی
میکند،
بازمیگردد.
دوباره قدری
آشغال در آن
میریزد، به
خانه میبرد و
بازمیگردد...
جستجو
در میان زبالهها
را سه سال پیش
آغاز کرده
است، وقتی
شوهرش فوت
کرد. از آن
زمان برای سیر
کردن شکم خود
و سه دخترش به
جمعآوری
زباله رویآورد.
ابتدا به
اتفاق دو تا
از دخترهایش
این کار را
انجام میداد.
رفتهرفته
دختر بزرگتر
زمزمه سرداد
که خسته است،
از این زندگی
خستهشده است.
میگفت این
زندگی نیست که
ما میکنیم.
مدام از مادرش
میپرسید چرا
ما باید
اینجوری
زندگی کنیم؟
مادر پاسخی
برای این سوال
ندارد. به
دختر میگوید:
چهکنیم، این
سرنوشت ماست.
و دختر تکرار
میکند:
مامان، به خدا
خستهشدهام.
بعد
از ظهر روز
هفدم ماهرمضان،
ماه هنوز در
آسمان است.
افطار میکنند
و از خانه
بیرون میآیند،
آتش روشن میکنند
و دور آتش مینشینند.
دختر کوچک
مریض است. زن
تصمیم میگیرد
برود برای او
دارو تهیه
کند. از دختر
بزرگش میخواهد
که با آنها
همراه شود.
دختر میگوید:
تو برو، من هم
میام. زن با
دختر کوچک به راه
میافتد. هنوز
زیاد دور نشده
که میبیند
آتش زبانه میکشد.
دختر بزرگ خود
را به آتش
کشیده است.
مردی که در آن
منطقه زندگی
میکند و گاه
گداری به آنها
سرمیزند، به
سوی دختر میدود.
سعی میکند او
را نجات دهد.
آتش را خاموش
میکند اما
موفق نمیشود
دختر را از
مرگ نجات دهد.
زن میگوید:
همان جا کمرم
شکست.
حالا
با دو دخترش
زندگی میکند.
یکی از دخترها
چشماش را به
تازگی عمل
کرده است.
دختر کوچکتر
مدام از مادرش
میخواهد که
یک جفت کفش
برایش بخرد.
مادر میگوید:
ندارم، از کجا
بیاورم؟ دختر
صبحها 50
تومان پول
توجیبی میخواهد
و مادر باز میگوید:
ندارم. زن دو
روز مریض بوده
و نتوانسته به
سراغ زبالهها
بیاید.
اکنون
به تنهایی کار
میکند. داغ
دختر بزرگ
کمرش را خم
کرده اما تلاش
میکند قامتاش
را راست
نگهدارد و
زندگی خود و
دو دخترش را
اداره کند.
براستی
مسئول
خودسوزی فجیع
دختر بزرگ این
زن و رنجی که
او و دو دختر
دیگرش میکشند،
کیست؟
چه
کسی و کدام
ارگان خود را
در قبال وضعیت
این زن و زنان
مشابه پاسخگو
میداند؟
کدام
یک از طرحهای
بیشماری که در
رسانهها
برای زنان
سرپرست
خانواده
تبلیغ میشود،
شامل حال این
زن روستایی میشود؟
آیا
از میان خیل
افرادی که به
نام حمایت از
زنان سرپرست
خانواده،
دفتر و دستکی
به راه انداخته
و به نان و نوایی رسیدهاند؛
آنها که
میلیونها
تومان صرف
برگزاری جلسه
و همایش و
تبلیغات رسانهای
میکنند تا در
مورد وضعیت
زنان سرپرست
خانواده آمار
ارائه دهند و
وراجی کنند،
کسی هست که با
دیدن این فیلم
اندکی، تنها
اندکی،
وجدانش بیدار
شود؟
فیلم
را "ایراننگاه"
بر روی یوتیوب
قرارداده است.
آن را میتوانید
اینجا
ببینید.