نشر
غیرمکتوب و
ممنوع در
ایران امروز
اسد سیف: نشر غیرمجاز
پیشینهای
همگام با
تاریخ سانسور
در نشر دارد.
آنجا که دولت
از چاپ اثری
ممانعت به عمل
می آورد و یا میکوشد
از طریق
سانسور، آن را
از محتوا تهی
کند، حق طبیعی
آن اثر است که
به شکلی دیگر
در دسترس مشتاقان
قرار گیرد.
پیش از
انقلاب، در
سانسور حاکم،
کتابهای
جلدسفید و
افست شده رواج
داشت و
مخفیانه به
فروش می رسید.
پس از انقلاب،
با حاکمیت
دوباره
سانسور، این
عرصه همپا با
نوآوریها در
تکنیک، گسترش
یافت.
شهرزادنیوز: در سالهای
اخیر، در عرصه
چاپ و نشر در
ایران، نشر غیرمکتوب،
و نشر
شنیداری-تصویری،
جایگاه ویژهای
پیدا کردهاند
که با اقبال
عمومی مواجه
میباشد. نشر
شنیداری-تصویری
به دلیل کیفیت
و مرغوبیت،
نوآوری و سهلالوصول
بودن، رقیبِ
بزرگی برای
نشر مکتوب
محسوب می شود.
و به همین
دلیل، حسبِ
موضوع،
مخاطبان زیادی
در لایههای
مختلف جامعه،
حتا میان بیسوادان،
برای خود
فراهم کرده
است.
وزارت
ارشاد مدعیست
که آنچه در
سطح کشور از
مکتوب و
غیرمکتوب نشر
می یابد، باید
مجوز این
وزارتخانه را
به همراه
داشته باشد،
اما سازمانهایی
چون "صدا و
سیما" خود را
از گرفتن چنین
مجوزی مستثنا
می نماید. در
نتیجه
تولیدات
فرهنگی خویش
را مستقیماً
عرضه می نماید
و با همآهنگی
"انتشارات
سروش" که
وابسته به صدا
و سیما می باشد،
کلیه فیلمها
و سریالهای
تلویزیون را
به صورت "سیدی"
در اختیار
علاقمندان
قرار می دهد.
"حوزه هنری"
نیز از نظر
نوع و جنس کار
به صدا و سیما
نزدیک است.
آنان با بهره
گرفتن از قالبهای
شنیداری-تصویری
برای کالاهای
فرهنگی خود،
در عمل طیفِ
وسیعی از
دانشجویان و
تحصیلکردگان
را در صف
مخاطبان خویش
قرار دادهاند.
بیشترین
حجم نشر
غیرمکتوب در
سطح کشور، همچون
نشر مکتوب،
عنوانهای
کمکآموزشی و
دینی را بر
خود دارند. در
این عرصه هرچند
وزارت ارشاد
با بخشنامههای
عریض و طویل
مسئله مجوز را
تذکر می دهد،
اما موضوع
قابل مهار
نیست. از آنجا
که مؤسسههای
تولید "سیدی"های
آموزشی از
ضابطهای خاص
پیروی نمی
کنند، آماری
از وسعت
کارشان در دست
نیست. در عرصه
نشر آموزشی و
کمکآموزشی
غیرمکتوب
مؤسسههای
رنگارنگی
فعال هستند که
یک شبه چون
قارچ می رویند
و ره صدساله
می پیمایند و
به غول عظیم تجاری
در عرصه
فرهنگی تبدیل
می شوند.
با این همه،
در این عرصه
"حوزه هنری"،
"انتشارات
مدرسه"
وابسته به
وزارت آموزش و
پرورش،
"سروش" وابسته
به صدا و
سیما، "کانون
پرورش فکری
کودکان و
نوجوانان"، و
"جهاد
دانشگاهی" از
مهمترین
نهادهای
دولتی محسوب
می شوند که به
رقابت با بخش
خصوصی
مشغولند.
انواع و
اقسام زیارتنامهها،
دعاها، قرآنخوانیها،
مولودیخوانیها
و مرثیهخوانیها
به طریق "سیدی"
در عرصه نشر
شنیداری
دیداری منتشر
می شوند.
نشر
غیرمجاز
پیشینهای
همگام با
تاریخ سانسور
در نشر دارد.
آنجا که دولت
از چاپ اثری
ممانعت به عمل
می آورد و یا میکوشد
از طریق
سانسور، آن را
از محتوا تهی
کند، حق طبیعی
آن اثر است که
به شکلی دیگر
در دسترس مشتاقان
قرار گیرد.
پیش از
انقلاب، در
سانسور حاکم،
کتابهای
جلدسفید و
افست شده رواج
داشت و
مخفیانه به
فروش می رسید.
پس از انقلاب،
با حاکمیت
دوباره
سانسور، این
عرصه همپا با
نوآوریها در
تکنیک، گسترش
یافت.
نشر ممنوع
که عبارت باشد
از؛ فیلمهای
خارجی و به
همراه آن
انواع فیلمهای
پورنو،
موسیقی خارجی
و داخلی از
تولیدات پیش و
پس از انقلاب
که در داخل و
خارج از کشور
تولید می شود،
از طریق
عواملی به
ظاهر ناشناس تولید
و تکثیر و از
طریق بساطیها
و دستفروشها
به صورت علنی
و غیرعلنی سر
چهارراهها و
یا در محلهای
تجمع مردم به
فروش می رسد.
مدیران
دولتی و نشر
غیرمکتوب نیز
موضوعیست که
نباید از نظر
دور داشت.
مدیران دولتی
در تظاهر به
مکتبی بودن،
تنها به
برگزاری
مراسم دعای
کمیل و زیارت
عاشورا که
امری متداول
است، اکتفا
نمی کنند. آنان
"سیدی"های
متنوعی از
زندگی امامان
و قدیسان می سازند
با تصاویر،
اسلاید و فیلمهای
عملیات جنگ
ایران و عراق،
عملیات
مرصاد، حزبالله
لبنان، حماس
و...که بین
کارمندان و
دیگر مردم
توزیع میشود
و برای مراجع
مذهبی و مسئولان
کشور نیز
ارسال میگردد
تا بدینوسیله
مشروعیتِ
کاری خویش را
تعمیم دهند.
هر هفته در
برگزاری نماز
جمعه، صدها
هزار از این
نوع "سیدی"های
تبلیغاتی بین
نمازگزاران
پخش می شود. هزینه
تهیه آنها به
میلیونها
تومان سر می
زند که از
صندوق وزارتخانهها
و ادارات تابع
تأمین میشود.
بیشتر این
فرآوردهها
ناشنیده و
نادیده، در
کنج اتاقها
انبار می
شوند. وزارت
ارشاد به
دفعاتِ موردی
و غیرموردی به
سازمانهای
مذکور
بخشنامه میکند
که این کار
مجوز میخواهد
ولی در عمل
کسی آن را جدی
نمیگیرد.
به موازات
بخش دولتی،
بخش خصوصی نیز
به شکلهای
مجاز و
غیرمجاز برای
ادامه کسبِ
خویش راهکارهای
مناسبی پیدا
میکند. موضوعهای
متنوع
فرهنگی، روانشناسی
تجاری، گلآرایی،
آشپزی، مهارت
زندگی،
مدیتیشن،
ورزشهای
رزمی، یوگا،
هیپنوتیسم،
مبارزه با
چاقی،
ایرانگردی،
تهرانگردی
و...از محصولات
آنان است در
این عرصه.
پخش کتابهای
ممنوع بر روی
"سیدی" نیز
بازار خوبی
دارد. به این
معنا که آثار "غیرقابل
انتشار" از
نویسندگان
داخل و یا خارج
از کشور بر
روی "سیدی"
در اختیار
علاقمندان
قرار میگیرد.
ُپی آثار
بدون مجوز حتا
دامنگیر آثار
غیرفارسی نیز
شده است.
دانشنامهها،
فرهنگها،
کتابهای
معتبر درسی به
زبان انگلیسی
و...همه و همه در
ایران منتشر
میشوند.
افست، دیسک،
سیدی و یا
فیلم، شکلهای
متداول هستند.
جالب اینکه
برخی از همین
آثار حتا در
نمایشگاه
کتاب تهران
نیز عرضه میشود.
ناشرین آشکار
و نهان این
آثار خود را
ملزم به کسب اجازه
از ناشر اصلی
نمیدانند.
پس از
انقلاب، کوه
مأمنی شد برای
کسانی که آرامش
را در خارج از
گردونه حکومت
طلب میکردند
تا روزی از
هفته را در
آغوش طبیعت به
سر برند. رفتن
به کوه کمکم
عمومی شد تا
آن اندازه که
عدهای
کتابفروشان
دستفروش نیز
بساط خویش در
مسیر کوهنوردان
پهن کردند. و
جالب اینکه
در بساط این
افراد، کتابهای
مبتذل و کممایه
دیده نمیشود.
کتابهای دست
دوم نیز در
این بساطها
زیاد دیده میشود.
در اکثریت
خویش آنهایی
هستند که در
این سالها
اجازه انتشار
دریافت
نداشتهاند.
کافکا و هدایت
و چخوف و
گلشیری و مارکز
در کنار هم بر
تختهسنگها،
از کوهنوردان
استقبال میکنند.
پناهگاهها و
قهوهخانههای
بین راه مکان
خوبی هستند
برای تبادل
اندیشه و خرید
و فروش کتاب و
"سیدی".
جالب اینکه
اخیراً گروههای
تئاتری و
نوازندگان
نیز کوه را
مکان مناسبی
برای تمرین
هنر خویش
یافتهاند.
استادان
راندهشده از
دانشگاهها و
بازیگران
مانده از سالنهای
نمایش، کلاس
در کوه دایر
کردهاند. کوه
قانون شهر را
ندارد و
غیرمجاز نمی
شناسد.
طبیعیست
که عناصر چشم
و گوش حکومت
بر این اوضاع
ناظر است، اما
موضوع تا آن
اندازه
گسترده است که
امکان ممانعت
وجود ندارد.
زیرنویس:
۱
- با تشکر از
دوستی که در
ایران دست
اندر کار چاپ
و نشر است و
پارهای از
اطلاعات آمده
در این مقاله
را در اختیارم
گذاشت.
منبع:
شهرزادنیوز