بهار
عربی، بهار
نیست اگر ثمرهای
برای زنان
نداشته باشد
پنچشنبه
۲۶آبان ۱٣۹٠برابر
با ١۷ نوامبر ۲٠١١
انجمن
حق زنان: نماینده
جنبش زنان
سوریه میگوید:
"ما نمیخواهیم
آن را بهار
عربی یا بهار
سوریهای
بنامیم. بهار
فصلی است که
میتوان میوه
برچید، در حال
حاضر هیچ ثمرهای
برای ما
نداشته است.
ما فقط شاهدیم
که منطقه بیثبات
و برای افراطگرایان
حاصلخیز است.
این به ضرر
وضعیت زنان
است."
شهرزادنیوز: بهار
عربی که در
سال 2010 در تونس
آغاز شد، موجوار
به سایر
کشورهای
خاورمیانه و
شمال آفریقا
گسترش یافت. نارضایتی
مردم از درصد
بالای
بیکاری، تورم
اقتصادی،
فقدان آزادی
سیاسی و
بیگانگی با دولت
ها از تونس تا
یمن به شورش و
اعتراض انجامید.
زنان نیز برای
سرنگونی دیکتاتورهای
دیرینه خود در
انقلاب شرکت
کردند و هنوز
هم برای
دستیابی به
همین هدف در
سایر کشورهای
منطقه در حال
مبارزهاند.
مالمستروم،
از نهاد "جنسیت
و توسعه در
عمل"، میگوید:
"با وجود این
اندکی پس از
سقوط این رژیمها،
زنان اولین
کسانی بودند
که حقوقشان
را از دست
دادند."
نتیجه
انتخابات 23
اکتبر 2011 در
تونس این
پدیده را
تأیید میکند.
انتخابات در
این کشور، که
اولین
انتخابات آزاد
از هنگام وقوع
بهار عربی
است، نشان میدهد
که زنان 22 درصد
کرسیهای
مجلس (49 کرسی از
217 کرسی) را
اشغال کردند.
و این به رغم
این واقعیت
است که تونس
یکی از پیشرفتهترین
سیاستهای
زنانه را در
جهان عرب از
هنگام ریاست
جمهوری حبیب
بورقیبه داشته
است. حتا در
دوران بن علی،
رئیسجمهور
سرنگون شده،
زنان تونسی 30
درصد نمایندگان
مجلس تونس را
تشکیل میدادند.
به
گفته
مالستروم،
اگرچه زنان 50
درصد
کاندیداهای
انتخاباتی
تونس را تشکیل
میدادند، در
صدر لیستهای انتخاباتی
قرار داده
نشدند و
بنابراین
انتخابشان
تضمین نشده
بود. زنان همچنین
تمایل زیادی
ندارند به
احزاب سیاسی
بپیوندند و در
عرصه سیاسی
مردانه خود را
کاندید کنند؛
آنها به صورت
شخصی با
انتقادات
شدیدی روبرو
هستند که
مردان چنین
مشکلی را
ندارند.
به
نظر عذرا
عبدالفتاح، فعال
مصری که در
سال 2008 جنبش
جوانان 6
آوریل را
بنیاد گذاشت،
ردهبندی
زنان در لیست
انتخاباتی از
موانع اصلی
انتخاب زنان به
نمایندگی
مجلس بود. به
گفته وی، "در مصر
وقتی که نوبت
به گذاشتن نام
زنان در لیستهای
انتخاباتی
رسید، مثل
مردان در صدر لیست
قرار داده
نشدند. احزاب
سیاسی زنان را
در لیست
انتخاباتی خود
وارد کردند تا
بتوانند
اجازه شرکت در
انتخابات را
بیابند. اما
قانون جایگاه
زنان کرسیهای
مجلس را معین
نکرده نبود.
اکنون ما میخواهیم
که زنان در
نیمه اول لیستهای
انتخاباتی
جای داده
شوند."
حسنیه
قلبی دریسی به
عوامل دیگری
اشاره میکند
که از علل قلت
زنان انتخاب
شده در
انتخابات
تونس است. وی میگوید:
"زنان همین
الان هم در
جامعه تونس
موقعیت خوبی
دارند. آنها
لازم نیست مثل
زنان در مصر
یا سایر
کشورهای
خاورمیانه
برای حقوق
بهتر و بیشتر
مبارزه کنند.
این امر جنبش
زنان تونس را
مغرور کرده و
به آنچه که
دارند، راضی
هستند. به
علاوه، گرچه در
سالهای اخیر
برای بهبود
موقعیت زنان
در رابطه با حق
توارث و
سرپرستی کودک کوشیدهاند،
اما این امر
محدود به طبقه
ممتاز جامعه بوده
و به بقیه
جامعه گسترش نیافته
است. زنان
مبارز برای
این حقوق هم
اقلیت نخبهای
بودهاند. در
حالی که "النهدا"
(حزب اسلامگرا)
توانست صدای
خود را به
بقیه جامعه
برساند. به
همین دلیل هم
در بسیج تودهها
در انتخابات
موفق شد و 41
درصد آرا را
به دست آورد.
برای کسب نفوذ
سیاسی، زنان
تمام اقشار
جامعه باید
متحد شوند و
برای اهداف
مشترکی
مبارزه کنند."
مهناز
افخمی، مؤسس و
وزیر امور
زنان در دوره
پهلوی و رئیس
فعلی
"فراگیری شراکت
زنان"، هم بر
اهمیت اشتراک اهداف
و ارتباط بین
زنان و جنبشهای
فمینیستی در
ایران برای
رساندن صدای
خود به گوش بقیه
جامعه تأکید
میکند. "این
استراتژی
مورد استفاده
اسلامگرایان
طی انقلاب در ایران
بود. آنها
دیگران را
برحسب
اختلافاتشان
کنار
نگذاشتند. در
حال حاضر
مردمی که در
ایران خواهان
تغییر هستند،
از طبقه متوسط
تحصیلکرده و
مرفه هستند.
علت این است
که به وسایل
ارتباط جمعی
دسترسی
دارند، اوقات
فراغت دارند،
قادرند دور هم
جمع شوند و به
تبادل افکار
بپردازند و در
باره اهدافشان
بحث و گفتگو
کنند."
آموزش،
نیاز به اجرای
همگون قوانین
مروج برابری،
فراساختارهای
ارتباطی و
تضمین مشارکت
کامل زنان در روندهای
سیاسی همچنان
مهمترین
چالش جنبشهای
زنان در جهان
عرب است.
نماینده
جنبش زنان
سوریه میگوید:
"ما نمیخواهیم
آن را بهار
عربی یا بهار
سوریهای
بنامیم. بهار
فصلی است که
میتوان میوه
برچید، در حال
حاضر هیچ ثمرهای
برای ما
نداشته است.
ما فقط شاهدیم
که منطقه بیثبات
و برای افراطگرایان
حاصلخیز است.
این به ضرر
وضعیت زنان
است."
نماینده
جنبش زنان
سوریه میگوید:
"ما نمیخواهیم
آن را بهار
عربی یا بهار
سوریهای
بنامیم. بهار
فصلی است که
میتوان میوه
برچید، در حال
حاضر هیچ ثمرهای
برای ما
نداشته است.
ما فقط شاهدیم
که منطقه بیثبات
و برای افراطگرایان
حاصلخیز است.
این به ضرر
وضعیت زنان
است."
شهرزادنیوز:
بهار عربی که
در سال 2010 در
تونس آغاز شد،
موجوار به
سایر کشورهای
خاورمیانه و
شمال آفریقا
گسترش یافت. نارضایتی
مردم از درصد
بالای
بیکاری، تورم
اقتصادی،
فقدان آزادی
سیاسی و
بیگانگی با دولت
ها از تونس تا
یمن به شورش و
اعتراض انجامید.
زنان نیز برای
سرنگونی دیکتاتورهای
دیرینه خود در
انقلاب شرکت
کردند و هنوز
هم برای
دستیابی به
همین هدف در
سایر کشورهای
منطقه در حال
مبارزهاند.
مالمستروم،
از نهاد "جنسیت
و توسعه در
عمل"، میگوید:
"با وجود این
اندکی پس از
سقوط این رژیمها،
زنان اولین
کسانی بودند
که حقوقشان
را از دست
دادند."
نتیجه
انتخابات 23
اکتبر 2011 در
تونس این
پدیده را
تأیید میکند.
انتخابات در
این کشور، که
اولین
انتخابات آزاد
از هنگام وقوع
بهار عربی
است، نشان میدهد
که زنان 22 درصد
کرسیهای
مجلس (49 کرسی از
217 کرسی) را
اشغال کردند.
و این به رغم
این واقعیت
است که تونس
یکی از پیشرفتهترین
سیاستهای
زنانه را در
جهان عرب از
هنگام ریاست
جمهوری حبیب
بورقیبه داشته
است. حتا در
دوران بن علی،
رئیسجمهور
سرنگون شده،
زنان تونسی 30
درصد نمایندگان
مجلس تونس را
تشکیل میدادند.
به
گفته
مالستروم،
اگرچه زنان 50
درصد
کاندیداهای
انتخاباتی
تونس را تشکیل
میدادند، در
صدر لیستهای انتخاباتی
قرار داده
نشدند و
بنابراین
انتخابشان
تضمین نشده
بود. زنان همچنین
تمایل زیادی
ندارند به
احزاب سیاسی
بپیوندند و در
عرصه سیاسی
مردانه خود را
کاندید کنند؛
آنها به صورت
شخصی با
انتقادات
شدیدی روبرو
هستند که
مردان چنین
مشکلی را
ندارند.
به
نظر عذرا
عبدالفتاح، فعال
مصری که در
سال 2008 جنبش
جوانان 6
آوریل را بنیاد
گذاشت، ردهبندی
زنان در لیست
انتخاباتی از
موانع اصلی
انتخاب زنان به
نمایندگی
مجلس بود. به
گفته وی، "در مصر
وقتی که نوبت
به گذاشتن نام
زنان در لیستهای
انتخاباتی
رسید، مثل
مردان در صدر لیست
قرار داده
نشدند. احزاب
سیاسی زنان را
در لیست
انتخاباتی
خود وارد
کردند تا بتوانند
اجازه شرکت در
انتخابات را
بیابند. اما
قانون جایگاه
زنان کرسیهای
مجلس را معین
نکرده نبود.
اکنون ما میخواهیم
که زنان در
نیمه اول لیستهای
انتخاباتی
جای داده
شوند."
حسنیه
قلبی دریسی به
عوامل دیگری
اشاره میکند
که از علل قلت
زنان انتخاب
شده در
انتخابات
تونس است. وی میگوید:
"زنان همین
الان هم در
جامعه تونس
موقعیت خوبی
دارند. آنها
لازم نیست مثل
زنان در مصر
یا سایر
کشورهای
خاورمیانه
برای حقوق
بهتر و بیشتر
مبارزه کنند.
این امر جنبش
زنان تونس را
مغرور کرده و
به آنچه که
دارند، راضی
هستند. به
علاوه، گرچه در
سالهای اخیر
برای بهبود
موقعیت زنان
در رابطه با
حق توارث و
سرپرستی کودک کوشیدهاند،
اما این امر
محدود به طبقه
ممتاز جامعه بوده
و به بقیه
جامعه گسترش نیافته
است. زنان
مبارز برای
این حقوق هم
اقلیت نخبهای
بودهاند. در
حالی که "النهدا"
(حزب اسلامگرا)
توانست صدای
خود را به
بقیه جامعه
برساند. به
همین دلیل هم
در بسیج تودهها
در انتخابات
موفق شد و 41
درصد آرا را
به دست آورد.
برای کسب نفوذ
سیاسی، زنان
تمام اقشار
جامعه باید
متحد شوند و
برای اهداف
مشترکی
مبارزه کنند."
مهناز
افخمی، مؤسس و
وزیر امور
زنان در دوره
پهلوی و رئیس
فعلی "فراگیری
شراکت زنان"،
هم بر اهمیت
اشتراک اهداف
و ارتباط بین
زنان و جنبشهای
فمینیستی در
ایران برای
رساندن صدای
خود به گوش بقیه
جامعه تأکید
میکند. "این
استراتژی
مورد استفاده
اسلامگرایان
طی انقلاب در ایران
بود. آنها
دیگران را
برحسب
اختلافاتشان
کنار نگذاشتند.
در حال حاضر
مردمی که در
ایران خواهان
تغییر هستند،
از طبقه متوسط
تحصیلکرده و
مرفه هستند.
علت این است
که به وسایل
ارتباط جمعی
دسترسی
دارند، اوقات
فراغت دارند،
قادرند دور هم
جمع شوند و به
تبادل افکار
بپردازند و در
باره اهدافشان
بحث و گفتگو
کنند."
آموزش،
نیاز به اجرای
همگون قوانین
مروج برابری،
فراساختارهای
ارتباطی و
تضمین مشارکت
کامل زنان در روندهای
سیاسی همچنان
مهمترین
چالش جنبشهای
زنان در جهان
عرب است.
نماینده
جنبش زنان
سوریه میگوید:
"ما نمیخواهیم
آن را بهار
عربی یا بهار
سوریهای
بنامیم. بهار
فصلی است که
میتوان میوه
برچید، در حال
حاضر هیچ ثمرهای
برای ما
نداشته است.
ما فقط شاهدیم
که منطقه بیثبات
و برای افراطگرایان
حاصلخیز است.
این به ضرر
وضعیت زنان
است."